حد مسافت موجب قصر

  • نویسنده: قیصری نیا، یاسر

حد مسافت موجب قصر

چکیده:

فقهای بزرگ شیعه از قدما و معاصرین در مورد حد مسافت موجب قصر نماز بر مسافر، بحث های علمی مفصل داشته اند.در روایات یک معیار زمانی برای قصر یعنی « طی مسیر یک روز» و سه معیار مکانی، « هشت فرسخ، دو برید و ۲۴ میل» ذکر شده است که البته هر چهار معیار در زمان ائمه یکسان بوده است. امروزه هم که معیار زمانی با معیار مکانی متفاوت شده است، فقها می فرمایند معیار مکانی متبع است. اما این مسافت ها را چگونه بر واحدهای سنجش امروز تطبیق کنیم؟

 یک راه این است که سراغ کلمات و اهل لغت برویم. در کلمات فقها هر میل چهار هزار ذراع معرفی شده است که اگر این ذراع را با ذراع ید حساب کنیم، چهار فرسخ بین ۵/۲۱ تا ۲۴ کیلومتر خواهد شد. این مسافت با فتوای فقهای امروز مناسب است.

در این مسأله راه دیگری نیز برای به دست آوردن مسافت به کیلومتر، بیان شده است. در بسیاری از روایات وارد شده است که اهل مکه باید در عرفات نمازشان را شکسته بخوانند. فاصله بین مکه تا عرفات در زمان ائمه بیش از بیست کیلومتر نبوده است. با توجه به این مطلب به این نتیجه می رسیم که هشت فرسخ بیش از بیست کیلومتر نیست.

این که فقهافرموده اند هر میل جهار هزار ذراع است، با راه دوم منافتی ندارد چرا که مراد از ذراع، ذراع ید نیست؛ بلکه ذراع اسود است که یک واحد حکومتی بوده است که در زمان مأمون تجدید شده بود. الزامی نیست که ذراع اسود حتماً با ذراع ید مساوی باشد. پس هشت فرسخ به معیار زمان ما بیش از چهل کیلومتر نیست.

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین والصلوه والسلام علی سید النبیین و علی آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.

عـَلِیُّ بـْنُ إِبـْرَاهـِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَهَ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یـَسـَارٍ قـَالَ سـَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَیْسٍ الْمَاصِرِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جـَلَّ أَدَّبَ نـَبِیَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَکْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ أَمْرَ الدِّینِ وَ الْأُمَّهِ لِیَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عـَنـْهُ فـَانـْتـَهُوا وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَیَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا یَزِلُّ وَ لَا یُخْطِئُ فِى شَیْءٍ مِمَّا یَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ فَتَأَدَّبَ بِآدَابِ اللَّهِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الصَّلَاهَ رَکـْعـَتـَیـْنِ رَکـْعـَتـَیْنِ عَشْرَ رَکَعَاتٍ فَأَضَافَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الرَّکْعَتَیْنِ رَکْعَتَیْنِ وَ إِلَى الْمَغْرِبِ رَکْعَهً فَصَارَتْ عَدِیلَ الْفَرِیضَهِ لَا یَجُوزُ تَرْکُهُنَّ إِلَّا فِى سَفَرٍ وَ أَفْرَدَ الرَّکْعَهَ فِى الْمَغْرِبِ فَتَرَکَهَا قَائِمَهً فِى السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِکَ کـُلَّهُ فـَصـَارَتِ الْفـَرِیـضَهُ سَبْعَ عَشْرَهَ رَکْعَهً ثُمَّ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص النَّوَافِلَ أَرْبـَعـاً وَ ثـَلَاثـِیـنَ رَکـْعَهً مِثْلَیِ الْفَرِیضَهِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِکَ وَ الْفَرِیضَهُ وَ النَّافـِلَهُ إِحـْدَى وَ خـَمـْسـُونَ رَکـْعـَهً مـِنـْهـَا رَکـْعَتَانِ بَعْدَ الْعَتَمَهِ جَالِساً تُعَدُّ بِرَکْعَهٍ مَکَانَ الْوَتـْرِ وَ فـَرَضَ اللَّهُ فـِى السَّنـَهِ صـَوْمَ شـَهـْرِ رَمـَضـَانَ وَ سـَنَّ رَسـُولُ اللَّهِ ص صـَوْمـَ شَعْبَانَ وَ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ فِى کُلِّ شَهْرٍ مِثْلَیِ الْفَرِیضَهِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِکَ وَ حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَمْرَ بِعَیْنِهَا وَ حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُسْکِرَ مِنْ کُلِّ شَرَابٍ فَأَجَازَ اللَّهُ لَهُ ذَلِکَ کـُلَّهُ وَ عـَافَ رَسـُولُ اللَّهِ ص أَشـْیَاءَ وَ کَرِهَهَا وَ لَمْ یَنْهَ عَنْهَا نَهْیَ حَرَامٍ إِنَّمَا نَهَى عَنْهَا نَهْیَ إِعَافَهٍ وَ کَرَاهَهٍ ثُمَّ رَخَّصَ فِیهَا فَصَارَ الْأَخْذُ بِرُخَصِهِ وَاجِباً عَلَى الْعِبَادِ کَوُجُوبِ مَا یَأْخُذُونَ بِنَهْیِهِ وَ عَزَائِمِهِ وَ لَمْ یُرَخِّصْ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص فِیمَا نَهَاهُمْ عَنْهُ نَهْیَ حَرَامٍ وَ لَا فـِیـمـَا أَمـَرَ بـِهِ أَمـْرَ فـَرْضٍ لَازِمٍ فـَکـَثِیرُ الْمُسْکِرِ مِنَ الْأَشْرِبَهِ نَهَاهُمْ عَنْهُ نَهْیَ حَرَامٍ لَمْ یـُرَخِّصْ فـِیـهِ لِأَحَدٍ وَ لَمْ یُرَخِّصْ رَسُولُ اللَّهِ ص  لِأَحَدٍ تَقْصِیرَ الرَّکْعَتَیْنِ اللَّتَیْنِ ضـَمَّهـُمـَا إِلَى مـَا فـَرَضَ اللَّهُ عـَزَّ وَ جَلَّ بَلْ أَلْزَمَهُمْ ذَلِکَ إِلْزَاماً وَاجِباً لَمْ یُرَخِّصْ لِأَحَدٍ فِى شـَیْءٍ مـِنْ ذَلِکَ إِلَّا لِلْمـُسـَافـِرِ وَ لَیْسَ لِأَحَدٍ أَنْ یُرَخِّصَ شَیْئاً مَا لَمْ یُرَخِّصْهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوَافَقَ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ ص أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَهْیُهُ نَهْیَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَبَ عَلَى الْعِبَادِ التَّسْلِیمُ لَهُ کَالتَّسْلِیمِ لِلَّهِ (۱)

نماز بهترین و مهمترین عمل عبادی دین ماست که در هیچ حال نباید از عبد فوت شود حتی برای غریق هم صلوه مخصوص قرار داده شده است.

برای شخص مسافر هم برای نمازهای چهار رکعتی، نماز دو رکعتی جعل شده است. روایت شریفه ای که در صدر کلام ذکر شد، می فرماید: دو رکعتی که پیامبر اکرم (ص) به نماز ظهر و عصر و عشاء اضافه کردند، مختص به حاضر بوده و برای مسافر فقط همان دو رکعت تشریع الهی قرار داده شده است که طبق روایت خصال، امتنانی است از جانب خداوند نسبت به بندگانش.(۲)

پس از روشن شدن اصل تشریع قصر برای مسافر و اتفاق نظر علمای شیعه بر وجوب آن، اولین مسأله ای که در بحث صلوه مسافر باید بررسی شود، حد مسافتی است که مسافر با طی آن نمازش شکسته می شود. مکلفی که عازم سفر است باید قصد طی چه مسافتی را داشته باشد تا نمازش شکسته شود؟ این نوشته به دنبال آن است که پس از تعیین مسافت مشخص شده در روایات به عنوان معیار قصر، آن را با واحد امروزی یعنی « متر » تطبیق دهد.

بررسی روایات

روایات ما دراین باب زیاد است و دو معیار مختلف در آنها به چشم می خورد.

۱-معیار زمانی «مسیره یوم»

در بسیاری از روایات آمده است که اگر مسافر به مقدار یک روز سیر کند، نمازش شکسته می شود. البته مهم این است که مسیر به حدی باشد که سیر عادی قوافلکه آن زمان بیشتر با شتر بوده است- در آن به مقدار روشنایی یک روز به طول بینجامد. اگر چه مسافری این مسافت را به نصف روز یا به دو روز طی کند. از باب نمونه دو روایت در این زمینه ذکر می کنیم.

الف: محمد بن الحسن الطوسی] عنه [ علی بن الحسن بن الفضال] عن محمد ابن عبدالله و هارون بن مسلم جمیعاً عن محمد بن ابی عمیر عن عبد الرحمن بن الحجاج  عن ابی عبدالله (ع) فی حدیث قال قلت له کم ادنی ما یقصر فیه الصلاه قال جرت السنه ببیاض یومٍ… (۳)

ب: وباسناده عن سعد، عن ابی جعفر، عن الحسن بن علی بن یقطین، عن اخیه الحسین، عن ابیه علی بن یقطین، قال، سألت ابا الحسن الاول (ع) عن الرجل یخرج فی سفره و هو فی مسیره یوم. قال: یجب علیه التقصیر فی مسیره یوم وان کان یدور فی عمله.(۴)

۲-معیار مکانی

در برخی از روایات آمده که طی مسافت هشت فرسخ موجب قصر است ولو این مسیر در کمتر یا بیشتر از یک روز طی شود. به برخی روایات اشاره خواهیم کرد.

هر دو معیار در زمان شارع و شاید تا قرن گذشته مساوی بوده، یعنی سیر عادی قوافل با شتر در یک روز عادی هشت فرسخ بوده است. روایاتی مانند روایت سماعه به این مطلب اشاره کرده اند.

قال: سالته عن المسافر فی کم یقصر الصلاه؟ فقال فی مسیره یوم، وذلک بریدان وهما ثمانیه فراسخ الحدیث (۵)

اگرچه که در همان زمان ها ممکن بود عده ای پیاده سفر کنند و در یک روز کمتر از این مقدار طی طریق کنند و عده ای هم با اسب های تند رو و خیلی بیش از این مقدار سفر کنند، ولی حد قصر طبق آنچه از روایات به دست می آید، همان سیر عادی در یک روز یعنی هشت فرسخ می باشد. مثلاً در روایت عبد الرحمن بن حجاج از امام صادق(ع) آمده است:

فقلت له: إن بیاض یوم یختلف یسیر الرجل خمسه عشر فرسخاً فی یوم و یسیر الآخر أربعه فراسخ و خمسه فراسخ فی یوم فقال: انه لیس الی ذلک ینظر أما رأیت سیر هذه الامیال بین مکه و المدینه ثم أو مأبیده أربعه و عشرین میلاً

مورد بحث این است که آیا معیار حقیقی قصر مسیره یوم است و معیار دوم فقط ذکر یک سری عناوین مشیره برای تشخیص مسیره یوم است یا بالعکس، معیار اصلی و واقعی هشت فرسخ است و برای تشخیص آسان آن مسیره یوم را که برای همه قابل تشخیص بوده است، معرفی کرده اند؟ ثمره این بحث در زمان ما روشن می شود که سیر معمولی قوافل با اتوبوس است که در یک روز حدود هزار کیلومتر طی می کنند. بنابر نظر اول در سفر های هشت فرسخ تا هزار کیلومتر نماز تمام است و بنا بر نظر دوم شکسته است.

اگر نظر اول صحیح باشد و مسیره یوم معیار اصلی باشد دیگر بحث از اینکه هشت فرسخ چند کیلومتر است امروزه به درد نمی خورد.

بلکه آنچه باید روشن شود این است که مقدار سیر قوافل عادی(اتوبوس) در یک روز چقدر است. اما طبق نظر دوم که معیار اصلی را هشت فرسخ می داند این باید مشخص شود که هشت فرسخ دقیقاً چند کیلومتر است.

به نظر می آید همان گونه که مشهور قائل شده اند، نظر دوم صحیح باشد. چون هشت فرسخ یک معیار دقیق ومنضبط بوده که می توانسته به عنوان ملاک قصر قرار گیرد ولی در عین حال تشخیص آن با وسایل آن روز بسیار مشکل بوده است. اما معیار میسره یوم اگر چه دقیق و منضبط نبوده، لکن معیاری راحت و قابل تشخیص برای همگان بوده است. به همین جهت به عنوان یک طریق برای به دست آوردن معیار اصلی منضبط یعنی هشت فرسخ بیان شده است.

بهتر است در مورد این بحث که ما را از پیگیری موضوع اصلی رساله وا می دارد، اطاله کلام ننموده وبر طبق نظر دوم یعنی همان رأی مشهور بحث را دنبال کنیم.

در مورد معیار مکانی در روایات سه بیان آمده است.

الف) هشت فرسخ

فرسخ، فارسی معرب است و در اصل فرسنگ یا پر سنگ بوده است. در نهایه ابن تثیر آمده است: « کل شیء کثیر لا ینقطع، فرسخ، و فراسخ الیل و النهار ساعاتها و أوقاتها، و الفرسخ من المسافه المعلومه فی الارض، مأخوذ منه»(۷)

در برخی از روایات هشت فرسخ معیار قصر معرفی شده مانند:

الف– [محمد بن الحسن] عنه [ الحسین بن سعید] عن الحسن عن زرعه عن سماعه قال سالته عن المسافر فی کم یقصر الصلاه فقال فی مسیره یوم، وهی ثمانیه فراسخ الحدیث

ب) وفی عیون الخبار(بأسانید تأتی) عن الفضل بن شاذان عن الرضا(ع) فی کتابه الی المامون و التقصیر فی ثمانیه فراسخ و مازاد و اذا قصرت أفطرت(۹)

ب) ۲۴ میل

میل در لغت به معنای مناری است که به عنوان علامت برای مسافر و غیر او در زمین نصب می شد. مثلاً در مسعی  برای مشخص کردن قسمتی که سعی به صورت هروله انجام می شود، دو عمود یکی در ابتدا و دیگری در انتها نصب کرده بودند که به آنها «المیلان الاخضران» گفته می شد.(۱۰)

برای برخی مسافتهای طولانی مثل مسیر مکه و مدینه یا مسیر مکه تا عرفات به فاصله مشخصی این میل ها را نصب می کردند که بعدها به فاصله ما بین دو عمود یک میل اطلاق شد.

طبق برخی روایات طی مسافت ۲۴ میل موجب قصر صلوه است مانند:

الف– [محمد بن الحسن] باسناده عن(علی بن الحسن) بن فضال عن عبد الرحمن بن ابی نجران عن صفوان بن یحیی عن عیص بن القاسم عن ابی عبدالله (ع) قال فی التقصیر حده أربعه و عشرون میلاً.(۱۱)

ب- [محمد بن الحسن باسناده عن(علی بن الحسن) بن فضال] عن محمد بن عبدالله هارون بن مسلم جمیعاً عن محمد بن أبی عمیر عن عبد الرحمن  بن الحجاج عن أبی عبدالله(ع) فی حدیثٍ قال قلت له کم أدنی ما یقصر فیه الصلاه قال جرت السنه ببیاض یوم یختلف یسیر الرجل خمسه عشر فرسخاً فی یوم و یسیر الاخر أربعه فراسخ و خمسه فراسخ فی یوم قال فقال انه لیس الی ذالک ینظر أما رأیت سیر هذه الأمیال بین مکه و المدینه ثم أو ما بیده أربعه و عشرین میلاً… (۱۲)

ج) بریدان

برید به معنای رسول است. یعنی کسی که برای بردن نامه ها فرستاده می شد. این رسول ها با هر مرکبی راه می افتادند، پس از طی مسافتی مشخص به کاروانسرایی می رسیدند مرکب خود را عوض می کردند و دوباره حرکت می کردند ویا اینکه نامه را به رسول دیگری می سپردند تا او ببرد. بعداَ برید به فاصله بین این دو استراحتگاه اطلاق شد. مرحوم ابن ادریس در سرائر می فرماید:

و أصل البرید انهم ینصبون فی الطرق أعلاما فإذا بلغ بعضها راکب البرید نزل عنه و سلّم ما معه من الکتب الی غیره فکان ما به من الحرّ و التعب یبرد فی ذالک أو ینام فیه الراکب و النوم یسمّی بردا فیسمّی ما بین الموضعین بریدا و انّما الاصل: الموضع الذی ینزل فیه الراکب ثم قیل للدابّه و انما کانت البرد للملوک ثمّ قیل للیسر برید.(۱۳)

در لسان العرب از قول زمخشری و همچنین در وافی فیض کاشانی به نقل از نهایه ابن اثیر آمده است:

البرید کلمه فارسیّه یراد بها فی الاصل البغل و أصلها (بریده دم) ای: محذوف الذنب لان بغال البرید کانت محذوفه الاذناب کالعلامه لها فأعربت و خفّفت ثمّ سمّی الرسول الذی یرکبه بریدا و المسافه التی بین السکین بریدا و السکه موضع کان یسکنه الفیوج المرتّبون من بیت أو قبّه أو رباط و کان یرتّب فی کلّ سکّه بغال.(۱۴)

در برخی روایات آمده است که مسافت موجب قصر دو برید است. مانند:

الفمحمد بن الحسن بإسناده عن محمد بن علی بن محبوب عن یعقوب بن یزید عن ابن أبی عمیر عن أبی أیوب عن أبی عبدالله(ع) قال سألته عن التقصیر قال فقال فی بریدین أو بیاض یوم.(۱۵)

ب- محمد بن الحسن بإسناده عن الحسین بن سعید عن النضر عن عاصم بن حمید بن أبی بصیر قال قلت لأبی عبدالله(ع) فی کم یقصر الرجل قال فی بیاض یوم أو بریدین.(۱۶)

تنبیهات

در ادامه به تنبیهاتی در مورد این بحث اشاره می کنیم.

تنبیه اول

مطالبی را که برخی روایات به آن اشاره داشته و مورد فتوای اصحاب هم هست. اینن است که لازم نیست این مسافت ها امتدادی باشند. به خلاف برخی اهل سنت که می گویند مسافت باید امتدادی باشد. یعنی اگر مسافت بین مبدأ و مقصد بدون لحاظ برگشت به حدّ مسافت شرعی برسد. نماز شکسته می شود و الا، خیر، امّا فقهای شیعه مسافت مسافت تلفیقی را هم موجب قصر می دانند یعنی مجمو ع رفت و برگشت اگر به حدّ هشت فرسخ یا ۲۴میل یا دو برید رسید موجب قصر صلوه است،(۱۷) ( البته اختلافاتی وجود دارد که آیا باید مسیر رفت یا هریک از رفت و برگشت جداگانه نصف این مقدار باشد یا اینکه چنین شرطی وجود ندارد.)

پس از اینکه در برخی روایات مسافت موجب قصر را چهار فرسخ(۱۸) یا یک برید(۱۹) یا دوازده میل(۲۰) دانسته به اعتبار این است که مجموع ذهاب و ایاب دو برابر می شود.

تنبیه دوم  

از روایات و کلمات لغویین فهمیده می شود که سه مقیاس ذکر شده دقیقاً با هم برابرند. یک برید چهار فرسخ است و هر فرسخی سه میل. پس چهار فرسخ می شود دوازده میل. برخی از این روایات عبارتند از:

۱-محمد بن الحسن بإسناده عن الحسین بن سعید عن أبی عمیر عن جمیل بن درّاج عن زراره عن أبی جعفر(ع) قال التقصیر فی برید و البرید أربعه فراسخ.(۲۱)

۲-محمدبن الحسن بإسناده عن( علی بن الحسن) بن فضّال عن محمد بن عبدالله و هارون بن مسلم جمیعاً عن محمد بن أبی عمیر عن عبد الرحمن بن الحجّاج عن أبی عبدالله (ع) فی حدیثٍ قال قلت له کم أدنی ما یقصر فیه الصلاه … ثمّ أو بیده أربعه ً و عشرین میلاً یکون ثمانیه فراسخ.(۲۲)

۳-در مرسله فقیه به هر سه معیار اشاره شده است:

قال الصادق(ع) إن رسول الله(ص) لما نزل علیه جبرئیل بالتقصیر قال له النبی (ص) فی کم ذلک فقال فی برید ٍ فقال و کم البرید قال ما بین ظلٍّ عیرٍ إلی فیء و عیرٍ- فذرعته بنو امیه- ثم جزَّءُوه علی اثنی عشر میلاً فکان میلٍ ألفاً و خسمائه ذراعٍ و هو أربعه فراسخ.(۲۳)

در مجمع بین النهرین نیز آمده است:

البرد- بالفتح- علی فعیل: أربعه فراسخ اثنی عشر میلا و قد روی فرسخین ستّه أمیال و المشهور الذی علیه العمل فلافه.(۲۴)

البته در تعداد کمی از روایات خلاف این آمده است لکن علاوه بر ضعف سند برخی، مورد اعراض اصحاب نیز بوده اند.

تنبیه سوم

در بین فقهای اهل سنت در تحدید مسافت اختلاف نظر وجود دارد. ابو حنیفه مسافت را سه مرحله می داند (هر مرحله هشت فرسخ است وسه مرحله ۲۴ فرسخ) برخی مسافت را دو مرحله می دانند.

داوود ظاهری می گوید مطلق ضرب فی الارض موجب قصر است به استناد آیه شریفه (و اذا ضربتم فی الارض فلیس علیکم جناح أن تقصروا من الصلاه …(۲۵)).(۲۶) لکن علمای شیعه در تحدید مسافت به هشت فرسخ اتفاق نظر دارند.

نکته ای در پایان این بحث قابل ذکر است که در مورد روایات مذکور در بحث بررسی سندی انجام ندادیم چون برای هر یک از معیارهای مکانی و زمانی روایات متعددی وجود دارد که در بین آنها روایات صحیحه هم موجود است. لذا اگر هم یک روایت از جهت سند دچار ضعف بود روایت صحیحه جایگزین وجود دارد.
تطبیق معیار شرعی قصر بر واحد امروزی آنچه مهم و هدف از تدوین این رساله است، تبدیل این مسافت ها(میل، فرسخ و برید) به کیلومتر است که مقیاس رایج عصر ما می باشد. برای نیل به این هدف از دو راه می توان استفاده کرد.

راه اول  

به سراغ آنچه که از روایات یا کلمات فقهای قدیم و یا کتب اهل لغت برای روشن کردن این مقدار به دست می آید، برویم.

الف: کلمات فقها و لغویین

در کتب فقها و برخی کتب لغت(۲۷)، هر میل چهار هزار زراع معرفی شده است که این تحدید را صاحب مدارک و صاحب کفایه(۲۸) مورد قطع علما دانسته اند و بسیاری همچون محقق و علامه(۲۹) آن را مشهور بین مردم یا مشهور نزد فقها می دانند. صاحب مدارک می فرماید:

و قد قطع الأصحاب بأن قدره أربعه آلاف ذراع، و فی کلام بعض أهل اللغه دلاله علیه(۳۰)

در شرایع نیزآمده است:

والمیل أربعه آلاف ذراع بذراع الید الذی طوله أربع و عشرون إصبعا تعویلا علی المشهور بین الناس(۳۱)

شاید اولین کتاب فقهی که هر میل را چهار هزار ذراع معرفی کرده است، سرائر به نقل از مسعودی در مروج الذهب باشد. ایشان می فرماید:

و حدّ السفر الذی یجب معه التقصیر بریدان و البرید أربعه فراسخ و الفرسخ ثلاثه أمیال و المیل أربعه آلاف ذراع علی ما ذکره المسعودی فی کتاب مروج الذهب فإنه قال: المیل اربعه آلاف ذراع بذراع الاسود و هو الذراع الذی وضعه المأمون لذرع الثیاب و مساحه البناء و قسمه المنازل و الذراع أربعه و عشرون إصبعا.(۳۲)

شهرت یا اتفاق نظر هه علمای بعد را می توان ناشی از نقل مسعودی دانست چرا که مسعودی نزدیک زمان مامون می زیسته است. لذا علما تحدید او را به خاطر قرب عهد به روایات مورد قبول می دانند.اما ابن زهره در غنیه هر میل را سه هزار ذراع معرفی کرده و فرموده است:

والفرسخ ثلاثه امیال و المیل ثلاثه اَلاف ذراع.(۳۳)

برای این کلام این زهره هیچ شاهدی در روایات نیست فقط در لغت می توان برای وی شاهدی پیدا کرد . فیروز آبادی در قاموس آورده است:

المیل بالکسر: الملمول و قدر مدّالبصر، و منار یبنی للمسافر او مساحه من الارض متراخیه بلا حدّ، او ثلاثه او اربعه اَلاف ذراع بحسب اختلافه فی الفرسخ هل هو تسعه اَلاف ذراع القدماء، او اثنی عشر الف ذراع بذراع المحدثین.(۳۴)

از عبارت قاموس معلوم می شود که میل نزد قدما سه هزار ذراع بوده است لیکن نزد متاخرین چهار هزار ذراع است. اما این اختلاف مضر به نتیجه نیست چرا که ذراع متاخرین سه چهارم ذراع قدما بوده است .هر ذراع نزد قدما به مقدار ۳۲ انگشت در کنار هم است و نزد متاخرین طول هر ذراع ۲۴ انگشت است پس هم قدما و هم متاخرین هر میل را ۹۶ هزار انگشت می دانند. فیومی د مصباح به این مطلب اشاره کرده و گفته است:

المیل بالکسر فی کلام العرب مقدار مد البصر من الارض قاله الازهری،والمیل عند القدماء من اهل الهیئه ثلاثه اَلاف ذراع و عند المحدثین اربعه اَلاف ذراع ، و الخلاف لفظی فانهم اتققوا علی ان مقداره ست و تسعون الف اصبع ، والا صبع سبع «ست» شعیرات بطن کل واحده الی ظهر الاخری ولکن القدماء یقولون الذراع اثنتان و ثلاثون اصبعا و المحدثون یقولون اربع و عشرون اصبعا، قاذا قسم المیل علی رای القدماء کل ذراع اثنین و ثلاثتین کان المتحصل ثلاثه اَلاف ذراع ، و ان قسم علی رای المحدثین اربعا و عشرین کان المتحصل اربعه اَلاف ذراع والفرسخ عند الکل ثلاثه امیال.(۳۵)

تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که جمیع یا مشهور فقها و لغویین هر میل را چهار هزار ذراع جدید یا سه هزار ذراع قدیم می دانند که مجموعاً ۹۶ هزار اصبع می شود.

ب: روایات

اما روایات چنانچه گفته شد برید، فرسخ و میل را ذکر کرده اند و تحدید دیگری در آنها به چشم نمی خورد مگر دو روایت مرسله که میل را به ذراع مشخص کرده اند. این دو حدیث عبارتند از:

۱- روایت کافی: عن محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن محمد بن یحیی الخرّاز عن بعض أصحابنا عن ابی عبدالله(ع) قال بینا نحن جلوس و أبی عند و الٍ لبنی امیه علی المدینه – اذ جاء أبی فجلس فقال کنت عند هذا قبیل فساء لهم عن التقصیر فقال قائل منهم فی ثلاث و قال منهم فی ثلاث و قال قائل منهم یوم و لیله و قال قائل منهم  روحه فسألنی فقلت له إن رسول الله(ص) لما نزل علیه جبریل بالتّقصیر قال له النبیّ (ص) فی کم ذاک فقال فی بریدٍ قال ایُّ شیءٍ البرید فقال ما بین ظلّ عیر إلی فیء و عیرٍ قال ثم عبرنا زماناً ثمّ رأی [رؤی] بنو أُمیه یعلمون أعلاماً علی الطریق و أنهم ذکروا ما تکلّم به أبو جعفرٍ ع- فذرعوا ما بین ظلّ عیرٍ إلی فیء و عیرٍ- ثمّ جزّءُوه علی اثنی عشر میلاً فکانت ثلاثه آلافٍ و خمسمأئه ذراع کلُّ میلٍ فوضعوا الأعلام فلمّا ظهر بنو هاشمٍ- غیّروا أمر بنی أُمیه غیرهً لأنّ الحدیث هاشمیُّ فوضعوا إلی جنب کلّ علمٍ علما.(۳۶)

۲- روایت فقیه:  قال الصادق علیه السلام: ان رسول الله (ص) لما نزل علیه جبرئیل بالتقصیر قال له النبی (ص): فی کم ذلک؟ فقال: فی برید، قال و کم البرید؟ قال: ما بین ظل عیر الی فیء و عیر فذرعته بنو امیه ثم جزؤوه علی اثنی عشر میلا فکان کل میل ألفاً و خمسمائه ذراع و هو أربعه فراسخ.(۳۷)

این دو روایت از جهت سندی ضعیفند. زیرا هردو روایت، مرسله هستند. روایت دوم از مرسلات فقیه است که شیخ صدوق آن را با عبارت«قال الصادق»بیان کرده است نه با عبارت«روی عن».گرچه برخی علماء قائل به حجیّت این قسم از مرسلات فقیه هستند، لکن بنابر تحقیق هیچ یک از مرسلات فقیه حجیت ندارند. و عبارت « قال الصادق(ع) » با عبارت «روی عن الصادق(ع)» هیچ تفاوتی ندارد.

دو روایت از جهت دلالی نیز خالی از اشکال نیستد، چرا که هردو روایت، از یک واقعه حکایت می کنند ولی روایت اول هر میل را ۳۵۰۰ ذراع، و روایت دوم ۱۵۰۰ ذراع بیان کرده است، به هر حال این دو روایت را در مقابل قطع یا شهرت بین علماءمبنی بر چهار هزار ذراع بودن یک میل- یا باید توجهیه کرد یا کنار گذاشت.

اما اینکه هر ذراع چند سانتیمتر است به طور دقیق مشخص نیست. یک سانتیمتر کم و زیاد در ذراع باعث ایجاد اختلاف حدود یک کیلومتر در هشت فرسخ می شود. همین که ذراع نزد قدما به طول ۳۲ انگشت و نزد متأخرین به طول ۲۴ انگشت است می رساند که ذراع حدّ مشخص و منضبطی ندارد. بی انضباط تر از ذراع، انگشت و شعیر و شعر برذون است که در کلام فقها و لغویین آمده است. بنابراین با این معیار غیر منضبط برای تعیین مسافت شرعی در مهم ترین رکن دین یعنی نماز چه باید کرد؟

دیدگاه فقها در مورد تحدیدات روایات

فقهای ما نسبت به تحدیدات مذکور در روایات دو دیدگاه داشته اند. عده ای این تحدیدات را دقیق و تحقیقی دانسته اند و در مقابل عده ای دیگر اینها را یک سری معیارهای تقریبی و مبتنی بر مسامحات عرفیه دانسته اند.

کلام مرحوم سید یزدی

صاحب عروه بعد از اینکه در مسأله اول از صلوه مسافر هر فرسخرا سه میل و هر میل را چهار هزار ذراع بیان کرده است. در مسأله دوم می فرماید:

لو انقصت المسافه عن ثمانیه فراسخ و لو یسیرا، لا یجوز القصر فهی مبنیه علی التحقیق لا المسامحه العرفیه نعم لا یضر اختلاف الأذرع المتوسطه فی الجمله کما هو الحال فی جمیع التحدیدات الشرعیه(۳۸)

مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حایری، آقای حکیم، آقای خویی و آقای گلپایگانی در حاشیه فرموده اند که ذراع متوسط و متعارف باید حساب شود و چون خود ذراع های متوسط مختلف هستند، پس معیار اقل مصادیق متعارف است.

کلام مرحوم حاج شیخ عبد الکریم حائری

مثلاً مرحوم آقای حائری می فرمایند:

لا اشکال فی ان الذراع الواقع فی تحدید الأمیال محمول علی المتوسط المتعارف کما انه الحال فی الإصبع الواقع فی تحدید الذراع و لکنه لا شبهه فی اختلاف افراد المتوسطه زیاده و نقصانا و لو یسیرا و المدار علی أقل ما یصدق علیه عرفا و یلغو الزائد و ان اعلم بأنه غیر زائد بالنسبه إلی فرد آخر من المتوسطه و ذلک من جهه انه لو صدق تحقق ثمانیه فراسخ بملاحظه فرد من افراد الذراع المتوسط یقتضی إطلاق الأدله وجوب القصر علی کل من قصد هذا المقدار.(۳۹)

و چند سطر بعد می فرمایند:

و لا شک فی ان الإطلاق فی هذه الصوره یقتضی الکتفاء بأقل مصداق وقع منها و عدم انطباق الطبیعه بملاحظه ذراع أخر لا یوجب عدمه رأسا و المفروض ان مقتضی الإطلاق کفایه أصل التحقیق.(۴۰)

این علما معیار تشخیص میل را همان ذراع دانسته اند که از آرنج تا نوک انگشت میانی است و فرموده اند که این یک معیار تدقیقی است نه تسامحی، البته ذراع کبیر یا صغیر غیر متعارف معیار نیست؛ بلکه معیار، ذراع متوسط و آن هم اقل افراد آن است.

ایشان معیار را تا حدودی منضبط تر کردند؛ لکن هنوز از بی انضباطی در نیامده است. بالأخره اقل ذراع متوسط چند سانتیمتر است؟ هیچ کدام تحدید نفرموده اند. علاوه بر این اصلاً ممکن نیست! چرا که نمی توان گفت اقل ذراع متوسط دقیقاً فلان مقدار است و اگر نیم سانتیمتر کمتر شد غیر متعارف است. ( نیم سانتیمتر در هشت فرسخ حدود نیم کیلومتر تاثیر می گذراد.) به همین جهت برخی علما مثل مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی این مسافت ها را مسامحی و غیر دقیق می دانند.

کلام مرحوم سید اصفهانی

ایشان فرموده اند که این مسافت ها مثل تحدیدات شرعیه دیگر همچون کر و مانند آن نیستند که معیار تحقیقی باشند؛ بلکه یک معیار تقریبی هستند. چون احراز فرسخ به نحو دقیق برای عامه مکلفین ممکن نیست. شاهد اینکه امام صادق(ع) در روایت ابن ابی عمیر فرمودندکه پیامبر اکرم(ص) حدّ امیال را از ظل عیر تا ظل وعیر- که دو کوه در مدینه هستند- قرار داد. در صورتی می توان میل را به فاصله بین دو کوه تحدید کرد که تحدید تقریبی باشد.

ایشان در ادامه می فرمایند:

و بالجمله لا یمکن ان یکون المدار علی ثمانیه فراسخ تحقیقیّ مع اختلاف الذراع و الأصابع و الشعیرات التی حدود الأمیال بها. هذا مضافا باختلاف ما ورد فی روایه زراره عن الصادق(ع) فی کون کلّ میل ألفا و خمسمائه ذراع(۴۱) و ما ورد عنه(ع) فی کون المیل ثلاثه آلاف و خمسمائه ذراع(۴۲). و هذان الخبران و إن وجب إرجاعهما إلی أمر واحد- لأنه لا یمکن الأحد بکلا التحدیدین- إلا أنّه یدلّان علی أنّه لیس المدار علی التحقیق، و الّا لجعلوا(ع) التحدید بأمر لا یمکن أن یتفاوت، کما فی الأشبار و الأرطال فی الکرّ.

هذا مع أنّ الفرسخ و إن حدّد بثلاثه أمیال إلّا أنّ المیل لم یحدّد فی الأخبار، فیرجع إلی ما یسمّیه العرف، و الظاهر أنّ الموضوع له للمیل تقریبیّ، لأنهم فسّروه بمدّ البصر من الأرض(۴۳) أو بمقدار یتمیّز به الفارس من الرجل. و معلوم أنّ هذا المعنی- بحسب الموضوع- هو المعنی الشامل لمقدار خاص لا یضرّ الزیاده و القلّه یسیرا، و لیس من قبیل المنّ و الحقّه اللذین وضعا لمقدار خاصّ لا یصدق علی غیره إلّا بالمسامحه.»(۴۴)

بنابرین اگر فرسخ مثلاً۵/۵ کیلومتر باشد، هشت فرسخ می شود ۴۴ کیلومتر. ولی عرف فاصله ۴۳کیلومتر را هم هشت فرسخ می داند. طبق نظر ایشان که این تحدید ها تقریبی هستند، در فاصله ۴۳ کیلومتری هم نماز را شکسته است؛ چون عرفاً هشت فرسخ طی کرده است. اما طبق نظر صاحب عروه و برخی محشّین، اگر ذره ای هم از ۴۴ کیلومتر کمتر شود، نماز تمام است. برخی از عبارات مرحوم آقای خویی نیز موافق این کلام مرحوم سید اصفهانی است.

کلام مرحوم آقای خویی

ایشان می فرمایند: و أما تحدید المیل فلم یذکر فی شیء من النصوص ما عدا روایه واحده و هی مرسله الخزاز المشتمله علی تحدیده بثلاثه آلاف و خمسمائه ذراع،(۴۵) و هو خلاف ما هو المشهور بین الفقهاء و اللّغویین(۴۶) من تحدیده بأربعه آلاف ذراع.

البته ایشان به مرسله فقیه(۴۷) اشاره نکرده اند با اینکه روایت فقیه هم میل را به هزار و پانصد ذراع تحدید کرده.

و بعد از آنکه از فقها تحدید میل و ذراع و انگشت و شعر و شعیر را نقل کرده است، می فرماید:

ولکنّک خبیر بأنّ الأحکام الشرعیه لا تبتنی علی مثل هذه التدقیقات العقلیه التی لا تندرج تحت ضابط معیّن، و ربما یوجب الاختلاف الیسیر بین شعره وشعره، أو شعیره و مثلها، أو ذراع و ذراع اخری الفرق الکثیر بالإضافه إلی المجموع، إذ لا ریب أنّ هذه الأمور تختلف صغراً و کبراً، طولاًو قصراً

و علی الجمله لا نعرف وجهاً لهذاالتدقیقات، و لا یترتّب علی تحقیقها اثر شرعی، بل العبره بصدق الفرسخ او المیل عرفا، و النصوص تشیر الی الامر العادی المتعارف من مسیره یوم، او بیاض النهار، او شعل الیوم، او مسیر الجمال، او ثمانیه فراسخ، و نحوها من العناوین التی یعرفها اهل العرف و المحاوره. فالمدار علی الصدق العرفی.(۴۸)

در رساله ایشان آمده که چهارفرسخ مقداری کمتر از ۲۲ کیلومتر است. یعنی تقریبا هر میلی هزار و هشتصد متر (یا چند متر بیشتر) و هر فرسخی کمتر از ۵/۵ کیلومتر است یعنی حدود ۵۴۰۰ متر.

مرحوم شهید صدر هم چهار فرسخ را دقیقا ۲۱۶۰۰ متر معرفی کرده اند(۴۹) یعنی هر میلی ۱۸۰۰ متر و هر فرسخی ۵۴۰۰ متر. شاید وجه ایشان بر این تحدیدات همان رجوع به عرف باشد. البته در کتب لغت که مراجعه کردیم، تحدید میل به ۱۸۰۰ متر پیدا نکردیم.

بررسی میل در لغت

در کتاب الاوزان و المقادیر آمده که میل بر سه قسم است:

میل شرعی، میل انگلیسی و میل بحری.

میل شرعی همان است که به ذراع تحدید شده است و مرحوم آقای خویی فرمودند به خاطر عدم انضباط آن سراغ میل عرفی می رویم.

میل بحری هم در این کتاب به نقل از مولف رفیق الطلاب (۵۰)۱۸۵۱ متر و اندی تحدید شده که دوازده میل (چهارفرسخ)آن بیش از ۲۲ کیلومترمی شود و حال آنکه مرحوم آقای خویی و شهید صدربه کمتر از ۲۲ کیلومتر معرفی کرده اند. علاوه بر این که میل بحری همیشه مقید به بحری می آیدو میل مطلق به آن گفته نمی شود.

اما در مورد میل انگلیسی در این کتاب نوشته است:

المیل الا نکلیزی الشائع فی هذه الایام فی الشرق و الغرب و الذی ینصرف الیه اطلاق المیل فی لسان اهل هذا العصر هو ۱۶۰۹ امتار و نصف کما رایت فی مفکره مواهب فاخوری المبنیه علی تمام الدقه، و جعله فی صفحه ثانیه من مفکرته (لسنه ۱۹۶۲) ۱۶۰۹امتار و ۳۰ سانتی و هذا التقدیر ادق. و فی الحساب المتوسط (ج ۱ ص ۱۲۸): المیل ۱۶۰۰متر تقریبا، و هذا یدل علی ان هدا التقدیر تقریبی و یشیر الی ضبط ما فی المفکره.(۵۱)

در فرهنگ ابجدی آمده:

الفرسخ: این کلمه فارسی است و گفته می شود که عبارت از ۱۲۰۰۰ ذراع است که تقریبا معادل هشت کیلومتر می باشد.

در فرهنگ جامع نوین هر میل، دو هزار متر و در المنجد چهار هزار متر معرفی شده است.(احتمالاًاین چهار هزار متر اشتباه نسخه بوده و همان دو هزار متر منظور بوده است؛ چون چهار هزار متر را از هیچ کس و هیچ جا برای یک میل سراغ نداریم .)

به هر حال آنچه در رساله آقای خویی و آقای تبریزی آمده است مبنی بر اینکه چهار فرسخ مقداری کمتر از ۲۲ کیلومتر است و آنچه که شهید صدر در الفتاوی الواضحه فرموده اند که چهارفرسخ ۲۱۶۰۰متر است؛ یعنی هر میلی ۱۸۰۰ متر، در کتب لغت – با وجود اختلاف زیادشان- پیدا نشد.  ظاهراً در بین مردم این گونه مشهور بوده است که هر فرسخی حدود ۵/۵ کیلومتر و هر میلی ۱۸۰۰ متر است و ایشان بدان استناد گرده اند.

ملاحظات

اگر این تحدیدات شرعیه متبنی بر دقت های عقلیه نیست و معیار صدق عرفی است، پس چرا ایشان در رساله هایشان چهار فرسخ را این قدر دقیق مشخص کرده اند. مقداری کمتر از ۲۲ کیلومتر یا ۶۰۰/۲۱ کیلومتر از کجا آمده است؟ اگر بنا بر مسامحه و صدق عرفی باشد، به ۵/۲۱ کیلومتر و حتی کمتر از آن هم چهار فرسخ گفته می شود.

علاوه بر اینکه بر فرض در عرف امروز هر میل ۱۸۰۰ متر باشد، لکن رجوع به عرف امروز، برای روشن شدن محدوده میل در روایات کار درستی نیست. مگر این که اثبات کنیم حد میل زمان ما با زمان شارع یکسان است. چرا که مراد روایات از میل، قطعاً واحد مشخصی در زمان شارع بوده است که معیار قصر برای همه زمانهاست نه اینکه در هر زمان میل معروف نزد خودشان معیار باشد. مثلا اگر در عرف آینده به هر ده کیلومتر یک میل گفته شود، آیا می توان گفت که هشت فرسخ از این به بعد ۲۴۰ کیلومتر است و تا قبل از آن نماز کامل است؟

کلام مرحوم آقای بروجردی

مرحوم آقای بروجردی از طرفی قبول ندارند که معیار های مسافت شرعی معیار تقریبی و غیر دقیق باشند؛ بلکه آنها را منضبط و دقیق می دانند و از طرفی هم ذراع ید را گر چه به ذراع متوسط حول کردیم؛ لکن باز ذراع متوسط هم به حسب اشخاص، مختلف و موجب بروز اختلاف کثیر در فرسخ می شود و بعید است که چنین معیار غیر منضبطی حد مسافت شرعی باشد. به همین جهت ایشان می فرمایند باید کلام مسعودی را متبع قرار داد که هر میل چهار هزار ذراع اسود است ( نه ذراع ید) همان ذراعی که مامون تحدید حکومتی کرده بود برای اندازه گیری پارچه، زمین ، منزل و غیره. در اعصار و امصا مختلف طول یک ذراع را متفاوت تحدید می کردند لکن آنچه که اعلام می شد دقیق و در همه جا یکسان بود.لذا اختلافات تحدیدات حکومتی میل را هم باید بر همین اختلاف تحدیدات حکومتی حمل کنیم. مسعودی چون قریب به عهد مامون بوده است و به وضع تحدید زمان مامون مطلع بوده است، قولش معتبر است.

ایشان در آخر شبهه ای را دفع می کنند و می فرمایند:

لا یقال: اغلب اخبارنا فی هذا الباب صدرت عن الصادقین(علیهما السلام) فکیف تحمل علی ما وضعه المامون؟! فانه یقال : الوارد فی اخبارنا التحدید بالمیل فقط و لیس فیها تحدید بالذراع سوی ما فی روایه الخزّازمن التحدید بثلاثه آلاف و خمسمائه ذراع و ما فی مرسله الصدوق من التحدید بالف و خمسمائه ذراع. و الواجب حملهما علی کون التحدید بذراع اطول من ذراع المامون.(۵۲)

و در آخر نتیجه گیری کرده اند و می فرمایند:

و بالجمله الظاهر انّ التحدیدات کانت بامور منضبطه سالمه من تطرق الزیاده و النقصان و ذراع الید امر غیر منضبط. نعم لا نابی ان یکون ذراع المامون بحسب الاصل ماخوذا من ذراع الید فانّها بحسب المتعارف من المرفق الی اطراف الا صابع ست قبضات: اربع و عشرون اصبعا. و ما ذکرناه بالنسبه الی الذراع جار فی الا صبع و الشعیر ایضا فانّ المراد منهما فی التحدیدات امران منضبطان ماخوذان بحسب الاصل من الاصبع و الشعیر فتدبر.(۵۳)

کلام ایشان ما را از گرفتاری به ذراع ید بی انظباط، نجات می دهد و مجبور نمی شویم مثل مرحوم سید اصفهانی معیارها را مسامحی و غیر دقیق بدانیم. لکن مشکل ما یان است که ذراع اسود منضبط در آن زمان. به معیار امروزی زمان ما چند سانتیمتر است؟

راه دوم

راه دیگری هم برای تشخیص مسافت شرعی وجود دارد و آن هم اندازه گیری مسافت هایی است که در روایات به فرسخ یا میل مشخص شده است. وقتی آنها را با کیلومتر امروزی اندازه گیری کنیم، نسبت بین کیلومتر و معیار های قدیمی مانند فرسخ به دست ی آید.

اما مکان هایی که در روایات مسافت آن مشخص شده:

از بین این مکان ها آن که تا حدودی مسافتش امروزه برای ما مشخص است، مسافت بین مکه تا عرفات است ولی بقیه موارد یا اصلا مکانشان معلوم نیست مثل ذباب و ذی خشت و یا این که به خاطر تغییر و تبدلات و توسعه آنها، مسافت دقیقشان روشن نیست. مثلا ضاید طریقی که آن زمان ها بین بغداد و نهروان یا کوفه و قادسیه وجود داشته است، طریقی منحنی و دارای پیچ و خم و پستی و بلندی زیادی بوده ولی امروزه طریقی مستقیم و هموار است. اگر طریق بین دو مکان در آن زمان با عصر ما متفاوت شود، دیگر نمی توان مسافت آن را به کیلومتر حساب کرد.

اما بین مکه تا عرفات همان مسیری که پیامبر اکرم از تشریف می بردند الان مشخص است. مخصوصا این که تا قبل از به وجود آمدن ماشین های جدید راه سازی مثل بولدوزر و لودر و غیره، حجاج همان طریق زمان رسول اکرم رابرای رفتن به عرفات طی می کردند که از طریق مقره معلاه وارد منی می شدند، بعد وادی محسر و بعد از آن مشعر و از طریق مازمین وارد عرفات می شدند.

اما این که فاصله مکه تا عرفات به حدی است که موجب قصر می شود، قابل تردید نیست به علت روایات زیادی که وجوب قصر صلوه در عرفات را برای اهل مکه ثابت می کند.(البته مکه زمان قدیم مراد است والا الان که مکه گسترس پیدا کرده است، این فاصله کم شده و اهل مکه فعلی در عرفات هم نماز را تمام می خوانند.)

روایات قصر در عرفات

برخی از این روایات عبارت اند از :

۱- محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن معاویه بن عمار لابی عبدالله(ع): ان اهل مکه یتمون الصلاه یعرفات. فقال: ویلهم او ویحهم و ای سفراشد منه لاتتم.(۵۹)

۲- محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن حماد عن الحلبی عن ابی عبدالله(ع) قال: ان اهل مکه اذا خرجوا حجاجا قصروا و اذا زاروا الی منازلهم اتموا.(۶۰)

۳-محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن یعقوب بن یزیدعن ابن ابی عمیر عن معاویه بن عمارعن ابی عبدالله(ع) قال:اهل مکه ا ذا زاروا البیت. و دخلوا الی منازلهم ثم رجعوا الی من اتموا الصلاه و ان لم یدخلوا منازلهم قصروا.(۶۱)

۴- محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن ابیه ع ن ابن ابی عمیر عن معاویه بن عمار عن ابی عبدالله قال: ان اهل مکه ا ذا زاروالبیت ودخلوا منازلهم اتموا و اذا لم یدخلوا منازلهم قصروا.(۶۲)

تبدیل به واحد متر

پس از فراغ از دو مطلب فوق، یعنی اثبات اصل وجود مسافت شرعیه بین مکه تا عرفات و معلومیت همان طریقی که حجاج در عصر پیامبر و ائمه علیهم السلام می پیمودند نوبت به تبیین این مسافت به کیلومتر می رسد. اگر مسیر ذکر شده را با کیلومتر اندازه گیری کنیم، می توانیم حد دقیق فرسح را به دست آوریم .

در کتب فقها پیدا نکردم که به این روش استناد کرده باشند. فقط در رساله حضرت آیه الله شبیری زنجانی آمده که هر فرسخ تقریباً پنج کیلومتر است یعنی چهار فرسخ حدوداً بیست کیلومتر می شود و دلیلشان هم بر این فتوا استناد به همین فاصله بین مکه تا عرفات است و برای تعیین این مسافت به کتاب مرءات الحرمین ارجاع داده اند.

نقل از کتاب مرءاه الحرمین

مرءاه الحرمین تألیف ابراهیم رفعت پاشاست که خودش در سال ۱۳۲۰و ۱۳۲۵ امیر الحاج بوده است و در این کتاب سفر نامه خود را با دقت و تحقیق در مورد اماکن حجاز و تاریخ و جغرافیای آن  نگاشته است. مسافت هایی را که ایشان در این کتاب آورده عبارت است از:

۱۰۴۲ مترا من باب بنی شیبه الی باب مقبره المعلاه.

۲۳۸۷ مترا من باب المعلاه الی سبیل الست: ای طول المحصب.

۳۱۲۰ مترامن سبیل الست الی جمره العقبه.

۳۵۲۸ مترا من جمره العقبه الی وادی المحسر: ای طول منی.

۳۸۱۲ مترا من نهایه وادی محسر الی اول المأزمین: ای طول المزدلفه.

۴۳۷۲ مترا من اول المأزمین الی العلمین المحدین للحرم: ای طول المأزمین.

۱۵۵۳ مترا من اول المعلین المحدین للحرم الی المعلین المحدین لاول عرفه من جهه مکه: ای طول وادی عرنه.

۲۱۳۶۷ مترا المسافه بین باب بنی شیبه شرقی المسجد الحرام و جبل الرحمه بعرفه(۶۳).

ایشان در پاورقی نوشته است: ما این مسافات را از کتاب شفاء الغرام فاسی و تاریخ مکه ازرقی نقل کردیم. البته در این دو کتاب فاصله به ذراع نوشته شده است. در کتاب فاسی طول دیوارهای کعبه نیز به ذراع مشخص شده است ساختمان کعبه از زمانی فاسی تا کنون از جهت طول و عرض تغییری نکرده است و از آنجایی که این فاصله ها امروزه به متر معلوم است، نسبت بین ذراع فاسی و متر را به دست آوردیم و با آن مقدار ذراعی راه برای فواصل بین مسجد الحرام و عرفات ذکر کرده، محاسبه کردیم. نتیجه همان شد که بیان کردیم.

فاصله ۲۱۳۶۷ متر که ایشان نقل کرده از خود مسجد الحرام (باب بنی شیبه)است تا جبل الرحمه. ولی ما باید داخل شهر مکه و همچنین داخل عرفات را از حساب مسافت کم کنیم. (دلیلش را در تنبیه اول ذکر خواهیم کرد) اگر از آخر شهر مکه قدیم تا اول عرفات را حساب کنیم این فاصله حدود دو کیلومتر کمتر می شود یعنی کل طریق ۱۹ کیلومتر و اندی می شود.

گزارش شیخ بدر

شیخ بدر یکی از روحانیون شیعه مکه همین مسیر مرءات الحرمین را با ماشین سواری پیموده است و فاصله آن را چنین گزارش کرده است : (۶۴)

۵۷۰ متر از درب مسجد الحرام تا مقبره معلاه.

۴۷۸۰ متر از درب مسجد الحرام تا جمره عقبه.

۱۵۰۰۰متر از جمره عقبه تا جبل الرحمه در عرفات.

۱۳۰۰ متر از اول عرفات تا جبل الرحمه

البته درب مسجد الحرام که مبدا اندازه گیری ایشان است، درب فعلی آن است یعنی اولین جایی که ماشین ها می توانند رفت و آمد کنند و با توجه به اینکه ایشان فاصله درب فعلی تا مقبره معلاه را ۷۵۰ متر بیان کرده و مرآت الحرمین ۱۰۴۲ متر معلوم می شود درب فعلی حدود پانصد متر با باب بنی شیبه قدیم فاصله دارد. کل مسافتی که ایشان به دست آورده ۱۹۷۸۰متر است و اگر مسافت اول عرفات تا جبل الرحمه را که ایشان ۱۳۰۰ متر گفته و همچنین فاصله بین باب امروزی مسجد الحرام تا آخر مکه قدیم ( حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ متر را از این مسیر کم کنیم ، تقریبا هجده کیلومتر و خورده ای (کمتر از نوزده کیلومتر ) برای این مسیر باقی می ماند. در حالی که مسافت مرءات الحرمین ۱۹ کیلومتر و اندی بود. یعنی حدود یک کیلومتر بیشتر از مسافتی که شیخ بدر بیان کرده است. این اختلاف را هم می توان این طور توجیه کرد که قبلا مسیر ها پستی و بلندی و اعوجاج بیشتری داشته که امروزه با وسائل جدید راه سازی هموار و مستقیم شده و باعث کم شدن فاصله گردیده است.

نتیجه این که فاصله بین آخر مکه قدیم تا اول عرفات تقریبا همان ۱۹ کیلومتر و خورده ای است که مرءات الحرمین بیان تکرده بود. از طرفی همان گونه که گفته شد این طریق با طریقی که روایات بیان کرده اند یکی است . پس وقتی امام می فرمایند که اهل مکه باید در عرفات نمازشان را قصر بخوانند معلوم می شود که فاصله حدود ۱۹ کیلومتر برای قصر کافی است.

تنبیهات

در ادامه به ذکر تنبیهات این بحث می پردازیم .

تنبیه اول

بحثی در کتب فقهی مطرح است که در محاسبه مسافت مبدا و مقصد کجاست؟ آیا مبدامنزل شخص است یا آخر دیوارهای شهر؟ مقصد، اول شهر است یا نقطه ای از شهر که مسافر می خواهد به آنجا برود؟ این مساله اگر چه مساله مهمی است؛ لکن در نتیجه بخث ما تاثیری ندارد. چون امام (علیه السلام) به طور مطلق فرمودند که نماز اهل مکه در عرفات شکسته است. یعنی حتی کسانی که در آخرین نقطه شهر مکه ساکن بودند، اگر می خواستند در اولین نقطه عرفات هم وقوف کنند، باید نمازشان را شکسته می خواندند. به همین جهت ما در بحث معیار را بر  فاصله بین آخر شهر مکه تا اول عرفات قرار دادیم.

تنبیه دوم

همانگونه که در حاشیه مرءات الحرمین نیز آمده به جهت پستی و بلندی زمین و یا برخی انحرافات جزئی در راه ها اختلافات کمی در کتب برای بیان این مسافت به چشم می خورد. حضرت آیت الله شبیری زنجانی نیز می فرمودند:

ما به همین جهت در رساله تعبیر کردیم که فرسخ تقریبا پنج کیلومتر است و نمی توان دقیق دقیق مشخص کرد ولی قطعا آنچه که بزرگان تحدید کرده اند- مثل ۵/۲۱، ۶/۲۱، ۵/۲۲، و ۲۳ کیلومتر- بیشتر از فاصله بین مکه تا عرفات است.(۶۵)

تنبیه سوم

همان طور که گفته شد فاصله بین مکه تا عرفات حدود ۱۹ کیلومتر است؛ ولی نمی توان گفت که معیار قصر به طور دقیق همین ۱۹ کیلومتر است. حتماً برخی از مسافت ها مشکوک است که آیا موجب قصر می شود یا خیر(تقریبا بین ۱۸ تا ۲۰ کیلومتر) در این موارد چه باید کرد؟ آیا عموماتی وجود دارد که باید به آنها رجوع کرد؟ یا استصحاب موضوعی عدم طی مسافت موجب قصر جاری است؟ و یا اصلی دیگر؟ این هم بحثی است بسیار مهم که مجال جداگانه ای می طلبد و لیکن راه دوم به همین اندازه برای انسان اطمینان حاصل می کند که مسافت ۲۰ کیلومتر و بیشتر حتما موجب قصر است یعنی هر فرسخی از ۵ کیلومتر بیشتر نیست.

طرح یک اشکال

در اینجا اشکال مهمی مطرح شده که باید به آن جواب داد.

همانطور که از محقق و علامه و صاحب مدارک نقل کردیم. مشهور یا مقطوع بین فقها یان است که هر میل چهار هزار ذراع، به ذراع ید است بنا بر این چهار فرسخ چهل و هشت هزار ذراع خواهد بود و اگر این مقدار را ۲۰ کیلومتر (حداکثر فاصله بین مکه تا عرفات ) بدانیم هر ذرعی حدودا ۶/۴۱ سانتیمتر خواهد بود و حال آنکه ذراع متعارف بین ۴۵ تا ۵۰ سانتیمتر است و اگر اقل ذراع متوسط هم معیار باشد، طولش کمتر از ۴۴ یا ۴۵ سانتیمتر نخواهد بود. ۶/۴۱ سانتیمتر طول ذراع غیر متعارف است. حال اگز چهار فرسخ را همان حدود ۱۹ کیلومتر فرض کنیم طول ذراع از این هم کمتر خواهد شد. پس قبول این دو مطلب با هم یعنی اینکه چهار فرسخ را هم حدود ۱۹ کیلومتر بدانیم و هم چهل و هشت هزار ذراع، مشکل است و دست برداشتن از هر کدام مشکل تر. و حال آن که طبق راه دوم همین چهار فرسخ کمتر از ۲۰ کیلومتر خواهد شد.

چهل و هشت هزار ذراع متعارف بین ۵/۲۱ تا ۲۴ کیلومتر است. یعنی چهار فرسخ به حساب اقل ذراع متعارف بیش از ۲۱ کیلومتر است و حال آنکه طبق راه دوم همین چهار فرسخ ، بیست کیلومتر و یا حتی کمتر از این خواهد شد. اگر یان تهافت حل نشود، موارد شک ما افزوده می شود و در تمان این مقدار (۱۸ تا ۵/۲۱ کیلومتر) باید به حکم شک عمل کرد اما در کمتر از ۱۸ کیلومتر قطعا نماز تمام و در بیشتر از ۲۳ کیلومتر قطعا شکسته است.

جواب اشکال

همانطو که اشاره شد، اولین کتاب فقهی که هر میل را چهار هزارذراع معرفی کرده سرائر است که از مروج الذهب مسعودی گرفته است. در واقع شهرت یا اتفاق نظر فقها ، همه از تحدید ایشان نشأت گرفته است. مسعودی هم حرفی از ذراع ید نزده است بلکه به ذراع اسود تحدید کرده است و نوشته است این همان ذراعی است که مامون تحدید حکومتی کرده بود برای اندازه گیری پارچه ها و منازل و… . پس نیم توان اتفاق یا شهرت بر چهار هزار ذراع به ذراع ید را پذیرفت.مرحوم آقای بروجردی هم همانطور که نقل کردیم، کلام مسعودی را متبع در این بحث دانستند.

ذراع یک واحد سنجش بوده است که از طرف حکومت وقت مشخص و اعلام عمومی می شده است و بر طبق همان هم خرید و فروش و قضاوت ها انجام می شده است. این واحدهای اندازه گیری به جهت تناسب با ذراع ید، ذراع نامیده می شدند لکن هیچ الزامی نبوده است که حتما با ذراع را از مسعودی نقل کرده اند ولیکن ذراع را ذراع ید بیان می کردند و همین منشا اشکال شده است که ذراع از ۴۴ سانتیمتر کمتر باشد غیر متعارف است. اما اگر ذراع را ذراع اسود بیان کردیم، دیگر الزامی نداریم که حتما به حد ۴۴ سانتیمتر باشد. پس این که چهار فرسخ را ۲۰ کیلومتر و یا حتی کمتر بدانیم، هیچ منافاتی با چهل و هشت هزار ذراع ندارد.

نتیجه بحث

فاصله ای که مسافر با طی ان نمازش شکسته می شود، طبق روایات چهار فرسخ است. چهار فرسخ با توجه به آنچه در این رساله ثابت شد بین ۱۸ تا ۲۰ کیلومتر است. پس اگر کسی قصد سفر ۲۰ کیلومتری یا بیشتر از آن را داشته باشد، حتما نمازش شکسته می شود و اگر سفر کمتر از ۱۸ کیلومتر را قصد کند، حتما نمازش کامل است. در فاصله بین ۱۸ تا ۲۰ کیلومتر هم باید به عمومات یا اصول مراجعه کرد که این بحث مجالی مستقل می طلبد.


پاورقی:

۱. «وسائل الشیعه» ۴۶:۴ کتاب الصلواه، ابواب اعداد الفرائض، باب۱۳، حدیث۲

۲. «وسائل الشیعه» ۱۷۷:۱۰، کتاب الصوم، أبواب من یصح منه الصوم، باب۱، حدیث۱۲.

فقد روی الصدوق فی الخصال عن ابیه عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن النوافلی عن السکونی عن جعفرعن آبائه (ع) عن رسول الله صلی الله علیه و آله: ان الله اهدی الی و الی امتی هدیه لم یهدها احد من الامم کرامه من الله لنا، قالوا: و ما ذاک یا رسول الله ؟ قال الافطار فی السفر و التقصیر فی الصلاه فمن لم یفعل ذلک فقد رد علی الله عزوجل هدیته.

۳.«وسائل الشیعه»۴۵۵:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۱،حدیث ۱۵

۴. همان، حدیث۱۶

۵. همان، حدیث ۸

۶. همان، حدیث ۱۵

۷. نقل از کتاب« مدارک العروه» ج۱۹، ص: ۵۱

۸. «وسائل الشیعه»۴۵۳:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۱،حدیث۱۳، و باب۴، حدیث۴

۹. همان، باب۱، حدیث۶

۱۰.« الباب شرح الکتاب» ج۱، ص ۱۸۶

۱۱. «وسائل الشیعه»۴۵۴:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۱،حدیث۱۴

۱۲. همان، حدیث ۱۵

۱۳. «سرائر» ج۱، ص۳۲۸

۱۴.«لسان العرب» ج۳، ص ۸۶ و «الوافی» ج۱۲ ص ۴۸۲

۱۵. «وسائل الشیعه»۴۵۳:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۱،حدیث۷

۱۶. همان، حدیث۱۱و۱۲

۱۷. روایاتی مانند روایات زیر به کفایت مسافت تلفیقی دلالت می کنند: محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن جمیل بن دراج عن زراره بن اعین قال سالت ابا عبد الله (ص)عن التقصیر فقال برید ذاهب و برید جایی و کان رسول الله صلی الله علیه و آله اذا اتی ذبابا قصر و ذباب علی برید و انما فعل ذلک لانه اذا رجع کان سفره بریدین ثمانیه فراسخ«وسائل الشیعه۴۶۱:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۱۳و۱۴»

۱۸. «وسائل الشیعه»۴۵۸:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۵

محمد بن الحسن بإسناده عن سعد عن محمد بن الحسین بن الخطاب عن جعفر بن یسیر عن حماد بن عثمان عن محمد بن النعمان عم اسماعیل بن الفضل قال سألت أبا عبدالله (ع) عن التقصیر فقال فی أربعه فراسخ

۱۹. «وسائل الشیعه»۴۶۴:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۳،حدیث۵

محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن سعد عن أبی جعفر  عن الحسن بن علی بن فضال عن معاویه بن عمار قال قلت لأبی عبدالله(ع) فی کم أقصر الصلاه فقال فی برید ألا تری أن أهل مکه- إذا خرجوا إلی عرفه کان علیهم التقصیر

۲۰. «وسائل الشیعه»۴۶۴:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۳

محمد بن الحسن بإسناده عن الحسین بن سعید عن فضاله عن حماد عن أبی أسامه زید الشحام قال سمعت أبا عبدالله(ع) یقول یقصر الرجل الصلاه فی مسیره اثنی عشر میلا

۲۱. «وسائل الشیعه»۴۵۶:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۱

۲۲. همان،باب۱، حدیث۱۵

۲۳. همان، باب۲، حدیث۱۶

۲۴.«مجمع البحرین» ج۳ص۱۳

۲۵. سوره نساء: ۴، آیه ۱۰۲

۲۶. لاحظ فی أقوال العامه بالنسبه إلی تحدید المسافه:« عمده القاری» ج۳ ص ۵۳۱ و«المجموع للنوری» ج۴ ص ۳۲۵. و قد نقلها المحقق البحرانی فی« الحدائق» ج۱۱ ص۲۹۶

۲۷. « مجمع البحرین» ج۵ ص ۴۶۷،« المنجد» ص۷۸۲ ماده میل و

۲۸.« کفایه الأحکام» ج۱ ص۱۵۶

۲۹.« منتهی» ج۶ ص ۳۳۵

۳۰.« مدارک الأحکام» ج۴ ص۴۳۰

۳۱. «شرائع الإسلام» ج۱ ص۱۲۲

۳۲.« سرائر » ج۱ ص ۳۲۸

۳۳.«غنیه النزوع» ص۷۴

۳۴.« القاموس المحیط» ج۴،ص۵۳

۳۵.« المصباح» ج۲ ص۱۵۵

۳۶. «وسائل الشیعه»۴۶۰:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۱۳

۳۷. «وسائل الشیعه»۴۶۰:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۱۶

۳۸.« العروه الوثقی» ج۲ ص ۱۱۳

۳۹.« کتاب الصلوه» ص ۵۸۹

۴۰. همان ص ۵۹۰

۴۱. «وسائل الشیعه»۴۶۰:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۱۶

۴۲. همان، حدیث ۱۳

۴۳. « القاموس المحیط» ج۴ ص۵۳ ماده: مال.

۴۴.«صلوه المسافر» ص ۳۱

۴۵. «وسائل الشیعه»۴۶۰:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۱۳

۴۶. قبلا به تعدادی از آنها اشاره شد.

۴۷. «وسائل الشیعه»۴۶۰:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۱۶

۴۸.« موسوعه الامام الخویی» ج۲۰ ص ۲۸و ۲۹

۴۹.« الفتاوی الواضحه» باب صلوه المسافر.

۵۰.« رفیق الطلاب» ج۴. ص۱۸۹.

۵۱.« الأوزان و المقادیر» ص ۱۳۲

۵۲.« البدر الزهرا» ص۱۴۱

۵۳. همان

۵۴. «وسائل الشیعه»۴۶۴:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۳،حدیث۵و۶

۵۵. «وسائل الشیعه»۴۵۴:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۱،حدیث۱۲

۵۶. «وسائل الشیعه»۴۶۱:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۱۵

۵۷. «وسائل الشیعه»۴۶۰:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۲،حدیث۱۳

۵۸. «وسائل الشیعه»۴۶۸:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۴،حدیث۱

۵۹. «وسائل الشیعه»۴۶۳:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۳،حدیث۱

۶۰. «وسائل الشیعه»۴۶۵:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۳،حدیث۸

۶۱. «وسائل الشیعه»۴۶۴:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۳،حدیث۴

۶۲. «وسائل الشیعه»۴۶۴:۸ کتاب الصلوه،ابواب الصلوه المسافر، باب۳،حدیث۷

۶۳.«مرءاه الحرمین» ج۱، ص۳۴۰و۳۴۱

۶۴. ایشان از دوستان استاد بزرگوار، حاج آقا شهیدی هستند که به در خواست ایشان این مسافت را با ماشین اندازه گرفته، نتیجه آن را تلفنی گزارش کرده اند.

۶۵. این مطلب را نویسنده به صورت شفاهی از ایشان شنیده است.

منبع: نشریه «تا اجتهاد»، نشریه داخلی مدرسه فقهی امام محمد باقر (ع) سال اول، پیش شماره دوم، بهار ۱۳۹۱، صص ۳۵-۵۰